نشون گرفتیم - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 20:13
همدم جانامروز رفتیم خرید انگشتر نشون با اینکه انگشترم اون چیزی نیس ک فک میکردم ولی دوسش دارمو حس خوبی بهش دارم دارم کم کم چیزای جدیدی میبینم از خانوادش و از خودش دوسش دارم و اخلاقاش ب دلم میشینه انگار اخلاقش از زمین تا آسمون با وقتی ک باهم دوست بودیم فرق میکنه حس غرور دارم و این عالیه.حس غرور از این...
فلفل جان :(( - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 20:13
همدم بدترین چیزی ک میتونست اتفاق بیوفته افتاد فلفم مرد ماهیه ناز و قشنگم دلم خیلی برات تنگ میشه دیگه هیچ ماهی ای واسم مث تو نیس 14 دی 1396 ساعت 2:58 + تاريخ ساعت نويسنده yasamin |
:/ - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 20:13
سلامقبلا جای دیگه و سایت دیگه وبلاگ داشتم و دارماما چون دوست و اشنا میرفتن میدیدن تصمیم گرقتم حرفای دلمو اینجا بگمهمه فکر و دل مشغولی هامحتی دفتر هم داشتم ک اسمش همدم بود اما چون اون کسی ک دوسش دارم گاهی میره میخونتش راحت نیستم همه چیو اونجا بنویسمپس اینجا همدمه جدیدمه4 آبان 1396ساعت 5:26 صبح--- تار...
شانس من - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 0:23
شانس منه دیگهوسط خرید ازدواج باید مردم شورش کنن و همه چی گرون بشه و نایاب :/ اینترنتم بازیش بگیره و تلگرام بپوکه :/ 12 دی 1396 ساعت 2:44 + تاريخ ساعت نويسنده yasamin |
زمستون - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 0:23
زمستونه هاولی انگار اردیبهشته آفتابش ب همون اندازه دلچسبه و بدون گرما سرماش هم ب همون اندازه مطبوع و بدون سوز الان منم ایستادم جلو در نمازخونه خواهران و خسته از سه ساعت درس خوندن مداوم ، از این هوا لذت میبرم لذت میبرم ب معنای واقعی کلمه 12 دی 1396 ساعت 11:17 + تاريخ ساعت نويسنده yasamin |
خوشحالی - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 0:23
خوشحالی ینی امروزیکی از بدترین روزام تو خوابیدن و یکی از بهترین روزام کنار نفسم ! خدایا شکرت شکرت شکرت 12 دی 1396 ساعت 16:39 + تاريخ ساعت نويسنده yasamin |
زندگیه آروم - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 0:23
همدم جانالان ک دارم مینویسم خیلی دلم آشوبه نگرانم فردا قراره بریم خرید و انگشتر نشون بگیریم خدایا کمکم کن ک ی تصمیم عاقلانه بگیرم ی تصمیمی ک باعث بشه زندگی و آیندم ب خطر نیوفته من فقط ی زندگیه آروم میخوام بدون بحث بدون دعوا بدون دلخوری بدون قهر و کینه خدایا کمکم کم مرسی ک همیشه حواست بهم هست 13 دی 1...
کی داده کی گرفته ! - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:16
خب همدم جانالان ک مینویسم تقریبا ی شب از اینکه اون اتفاق خوب افتاده میگذره همون چیزی ک بقیه میگن کی داده کی گرفته :) نفس راحت کشیدن دیگه داشت یادم میرفت اما الان واقعا از ته قلبم میگم خدایا شکرت شکرت شکرت ارومم خیلی اونم ارومه بعد از اونهمه سختی اینطور ب هم رسیدن خیییلی برامون دلچسبه خیلی ذوق داریم ...
YAZD - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:16
سلامقبلا جای دیگه و سایت دیگه وبلاگ داشتم و دارماما چون دوست و اشنا میرفتن میدیدن تصمیم گرقتم حرفای دلمو اینجا بگمهمه فکر و دل مشغولی هامحتی دفتر هم داشتم ک اسمش همدم بود اما چون اون کسی ک دوسش دارم گاهی میره میخونتش راحت نیستم همه چیو اونجا بنویسمپس اینجا همدمه جدیدمه4 آبان 1396ساعت 5:26 صبح--- تار...
امتحان خر است - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:16
همدمامتحان خر خر خررررر است خیلی خر است خب درسته ک این رشته و این درسا بعدا تو زندگیم ب درد میخوره .ولی زورم میاد درس بخونم من دوس دارم نقاشی کنم دوس دارم کار کنم اخه ب من چ محلول کریوژن چیکار میکنه 10 دی 1396 ساعت 20:30 + تاريخ دوشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۱ساعت 8:19 AM نويسنده yasamin |
قول جاودانه - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:16
باید قول بگیرم ازش قول بگیرم ک هرچیزی شد هرچیزییی ب من بگه و پنهون نکنه هیچ چیزیو دروغ نگه و پنهون نکنه حتی اگه هرکسی قسمش داد ب هرچیزی و هرکسی بازم ازم پنهون نکنه و دروغ نکنه من دیگه ظرفیتم تکمیله خودمم همچین قولی رو باید بدم بهش 11 دی 1396 ساعت 00:10 + تاريخ دوشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۱ساعت 8:27 AM نويسنده y...
هفت ماهگی - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:16
هفت ماهگی هم فیلم جالبیه هابا اینکه آخرش زن داستان یکم مظلومانه مرد ولی داستان خوبی داشت بازیگرا هم بدک بازی نکردن پایانش هم ب جا و قشنگ بود ب دیدنش می ارزید 11دی 1396 ساعت 8:30 + تاريخ دوشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۱ساعت 8:31 AM نويسنده yasamin |
ماکارونی - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:16
ی کاسه گنده ماکارونی(ب قول یار -مارکونی-) و سس فراوون گذاشتم بغل دستم کنار بخاری ک درس بخونمالان پاشدم اومدم ب همدم سر بزنم کاسه ماکارونی هم تو دیدم نیس فندق بعد از ی غیبت طولانی پاشده اومده ی نگا ب من میندازه ی نگا ب منطقه ای ک کاسه ماکارونی بوده و من دارم خدا خدا میکنم پاتک نزده باشه بهش 12 دی 139...
شب بیداری - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 16:16
من الان باید خواب باشمدوباره وقت امتحانا شد و شب و روز من قاطی! خب من چجور تا ساعت دو بعد از ظهر بیدار بمونم و بعدش تازه برم امتحان بدم؟؟؟ اینا هیچی!! چجور دو ساعت تو مسیر برگشت تو مینی بوس چشامو باز نگه دارم ک ایستگاهو رد نکنه 12 دی 1396 ساعت 5:18 دقیقه ی بامداد قبل از امتحان عملیات واحد در اصول مه...
My God - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:10
خدایا خیلی ماهییییی عشقممرسی ک پس کله ای نزدی بهم عاشق بخشندگیتم مرسی ک هستی 24 آذرماه 1396 ساعت 5:17 + تاريخ جمعه ۱۳۹۶/۰۹/۲۴ساعت 5:18 AM نويسنده yasamin
چی بپوشم؟؟ - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:10
همدم ب نظرت واسه جلسه اول مانتو سرو سنگین بپوشم یا کت و شلوار؟این یکی با بقیه فرق میکنه اخه 24 آذر 1396 ساعت 21:18 + تاريخ جمعه ۱۳۹۶/۰۹/۲۴ساعت 9:18 PM نويسنده yasamin |
شنبه ای ک گذشت! 1396/9/25 - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:10
امان از این نت لعنتی !!همدم دلم میخواست شنبه بیام پیشت بنویسم ولی نت لعنتی تموم شد و منم ک وضع مالیم خراااب.دیگه نشد :/ شنبه اومدن.با مامانش و باباش و مادربزرگش.داداششو نیوورده بودن.گفتن ایشالا تو جلسات اینده خیلی شب خوبی بود.همه چی عالی بود.تا الان هم خانواده ها از همدیگه خوششون اومده .هم ما از اون...
job - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:10
سلامقبلا جای دیگه و سایت دیگه وبلاگ داشتم و دارماما چون دوست و اشنا میرفتن میدیدن تصمیم گرقتم حرفای دلمو اینجا بگمهمه فکر و دل مشغولی هامحتی دفتر هم داشتم ک اسمش همدم بود اما چون اون کسی ک دوسش دارم گاهی میره میخونتش راحت نیستم همه چیو اونجا بنویسمپس اینجا همدمه جدیدمه4 آبان 1396ساعت 5:26 صبح
یلدا جان - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:10
سلام همدم جانیلدات مبارک البته با تاخیر خوبی؟ خوش میگذره؟ یلدا خیلی خوب بود امسال دور هم جمع بودیم.بیشتر مهمونی بود تا جشن شب یلدا دایی و اینا خیلی خوب بودن راستی زنگ زد یارو.اما نه واسه کار مامانم امروز زنگ زد مامانش.قرار شد فردا بریم خونشون.تحقیقات انجام شده و همه چی خداروشکر خوب بوده حالا فردا هر...
استرس - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 22:10
خب همدم جانچقدر دیر ب دیر میام سراغت :/ وقتی همدم آدم اینترنتی باشه و همدم نویس هم ی دانشجوی هشت گرو نُه همین میشه دیگه! نمیدونم چندم رفتیم خونشون.ولی خیلی خوب بود.خاطره ی خوبی شد.حرفا داره پله پله جدی میشه و من این پله پله جدی شدن رو دوس دارم. ولی ی چیزی این وسط غلطه.چرا من اصلا استرس ندارم؟؟ مثل آ...